خرید بک لینک
این روزها واقع بین شده ام ، هر ماه که میگذره باید با یادآوری یا شایدم التماس ، از مانی به قول خودش خرجی بگیرم در حالیکه قرار ما این نبود ، اما دیگه از این دلخوشی خیالی صرف نظر میکنم ،حالا دیگه من عادت کردم، نه لیست خریدی دارم تو ذهنم و نه حسرتی به دل، و نه آخر برج ها ذوق میکنم که مانی حقوقشو میگیره ، دیگه عادت کردم با همون مبلغی که خونواده ام بهم میدهند روزگارمو بگذرونم ، و حتی خیال خرید خیلی چیزهای شاید ساده رو هم از ذهنم بیرون بیارم ، اما این وسط در احساسم نسبت به مانی هم تغییرات زیادی به وجود آوردم اون هم فقط یک دوست هست ، بودنش بهتر از نبودنشه و من اون احساس زیبای قبل رو ندارم اما با اینحال هم خیلی دوستش دارم ، از اینکه هر ماه خودمو خرد کنم و بهش یادآوری کنم که حتی... .........j،از خدای خودم کمک میخوام من برای مدرکی که گرفتم خیلی زحمت کشیدم امیدوارم خدا کمکم کنه ، باید جایی کار پیدا کنم باید خوب زندگی کنم ، به من خونواده ام عزت نفس یاد دادن ، حاضرم با امکانات کم خودم زندگی کنم و هیچکسی رو وادار نکنم که مقداری از دارایی خودشو در اختیارم بذاره ، من چیزی از هیچکس نمیخوام چون خدایی دارم که من رو از همه بی نیاز میکنه ، خداروشکر که مانی هم اینطوری راحته و همه چیزشو به خواهرش میده و به بچه های خواهرش ، من سهمی ندارم و دیگه نمی خواهم داشته باشم اون حتی برای دیدن من هم وقت ن

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 12:24

شب قدر و من و مانی

شب قدر و من و مانی و جاتروفا

شب قدر و من و خانواده ام

شب قدر و من و مانی و خونواده مانی

شب قدر و من و مانی و خانواده ام و خونواده اش و خدا

شب قدر و خدا و همه آدمهای ریز و درشت و همه حاجتهای اخروی و دنیوی

خدایا بهترینهارو برامون رقم بزن و از سر تقصیراتمون درگذر

استغفرالله ربی و اتوب علیه

یا رفیق من لا رفیق له

الغوث الغوث ...

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

خدای بزرگ آیا من اشتباه کردم

من فقط خواستم به اون که سرشار از انرژی منفی بود کمک کنم

خواستم کمک کنم که با دیگران مهربونتر باشه

من فقط خواستم اون زندگی بهتری داشته باشه

من خواستم دلسوزی کنم

اما اون شروع کرد به داد و فریاد ...

آیا من باعث اشکهای اون هستم ؟؟؟؟؟

ای کاش چیزی نگفته بودم

کاش اینقد ساده نبودم

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

خب این هم تجربه بود و من فهمیدم که تو شرکتها چه چیزی میخوان بعله حالا من یه قدم جلوترم و البته تصمیم برای کار با این شرکت عوض شده من با اونها کار نمیکنم چون میخام جای بهتری کار کنم من نمیخام وقتمو هدر بدهم اون شرکت مشخص بود که کارهای بهم ریخته زیادی داره و من باید با افراد و شرکتهای بهتری کار کنم من به زودی پولدار میشم امروز فایل آموزشی خیلی خوبی گوش دادم تو اون فایل میگفت ما نباید خونه آنچنانی یا ماشین آنچنانی به دست بیاریم که به آرامش درونی برسیم ما باید در هر شرایط آرامش درونی داشته باشیم تا بتونیم به خواسته هامون برسیم و آرامش درونی خودمونو فدای هیچ چیزی نکنیم

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

باید آرام رفت آنقدر که صدای پای رفتنت را نشنودباید دور شد از او ،از این خیال ....باید رفت و دور شد ..این است سزای کسی است که قدر تورا نمیداند.......باید رفت و گریست بر رویاهایی که همه سراب بود ،باید رفت و باید یاد گرفت که یک خیال بود ،باید این خیال را به باد دادهمان خیالی که عمرت را به باد داد،باید گریست برای قلبی که ساده بود ،می روم آرام می روم ،قلبم صبور باش ،قلبم صبور باش ،ما خدا را داریم ،ما عیسی مسیح را داریم،همان که جانها را زنده میکند ومعجزه پروردگار است،و کمکمان میکند، ما تنها نیستم قلبم آرام باش ،ما خدا را داریم...قلبم فراموشش کن،قلبم دیگر حرفهایش را باور نکن ،دیگر خیالش را دور بینداز ،دیگر باور نکن حرفایش را باور نکن

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

جهانم با مانی ، پر از عشق

من از خدا که تو را آفرید ممنوووونم 

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

جز تو کی میتونه مانی من باشه

کی میتونه عزیز من باشه

کی میتونه تو قلب من جا شه !

مگه میشه مثل تو پیدا شه ؟

همه چیزم وای عزیزم

جز من کی واسه دیدن تو حریصه

اسمتو رو قلبش مینویسه

گونه هاش از ندیدنت خیسه

همه چیزم وای عزیزم

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

پروردگارا از هر گزندی منو نجات بده 

دوست دارم خدای مهربونم

برچسب: نویسنده: کاوه رفیعی تاريخ: سه شنبه 28 آذر 1396 ساعت: 19:57

صفحه بندی